۱۳۸۸ مهر ۱۷, جمعه

جمعه

ديروز ستون ما مثل حکايت آراي مردم در انتخابات شده بود، يعني به تدريج بخش هايي از آن را حذف کرده بودند تا اينکه آخر شب هيچي از آن نمانده بود،


براي آنکه بدانيد، من ديروز از دستاوردهاي سفر محمود احمدي نژاد رئيس دولتً بعد از نهم به نيويورک نوشته بودم که بالکل از بيخ بريدنش. البته تا آنجا که من اطلاع دارم اسم احمدي نژاد نه جزء مبطلات روزه است، نه در نماز شک ايجاد مي کند اما خب...


به همين دليل با کمي تاخير به دليل عدم حضور، امروز گزارش داربي پرسپوليس- استقلال را از منظري که معمولاً رسانه ها و خبرگزاري هاي اصولگرا به آن مي پردازند، برايتان مي نويسم تا به اين وسيله گامي بلند در افشاي ورزش وابسته و انگليسي فوتبال برداشته باشم؛


«جمعه 22 تن از برادران ارزشمدار ما در حالي که زمين سبز چمن سبز را زير گام هاي استوارشان لگدمال مي کردند به يک مصاف دوستانه و صميمي پرداختند. البته تيم پرسپوليس متاسفانه چند باري از جناح «چپ» حمله کرد که با تذکرات برادر کرانچار (گويا کرانچار مدتي در مقابل بعثي هاي صرب در جنگ صربستان با بقيه يوگسلاوي سابق مي جنگيده است،) اين مساله رفع شد تا باعث گمراهي هيچ کس نشود.


داور اين ديدار آقاي ترکي بود که اساساً داور ايراني از دستاوردهاي دولت ً بعد از نهم محسوب مي شود که او نيز همراه ساير برادران چمن «سبز» استاديوم را لگدمال کرده به واقع لگد محکمي بر دهان ياوه گويان و بي بي سي فارسي و وي او اي و امثالهم زد.


اما از آنجا که دشمن در کمين است از نيمه دوم عناصر نفوذي باعث شدند بازيکنان، دانشجويان دانشگاه تهران و شريف، ساکنان کوي دانشگاه، تظاهرکنندگان روز قدس و چندين ميليون نفر ديگر فريب بخورند و روند کار تغيير کند. آنها مسير بازي را به سمتي بردند که مي خواستند يکي از تيم ها برنده شود و در عملي شرم آور توي دروازه يکديگر توپ جا دادند. اين افراد معلوم الحال برخلاف خواسته مردم که خواهان تساوي دو تيم بودند و خود آقاي محصولي هم که آراي تماشاگران حاضر در استاديوم را شمرده بود و مي گفت 63 درصد به تساوي راي داده اند، مي خواستند بازي برنده داشته باشد، اما عزيزان ما با هوشياري وارد عمل شدند و کاري کردند که بازي مطابق آراي مردم به تساوي حماسي يک - يک بينجامد.


غيورمردان ما چنان وارد عمل شدند که در دقايق پاياني بازي دو تيم حتي اگر دروازه خالي پيش رويشان بود توپ استعماري و تفرقه افکن را راهي اوت مي کردند تا ميرحسين، خاتمي و کروبي را از اهداف خويش نا اميد سازند، هر چند که عده يي اغتشاشگر (دو يا دو نفر و نصفي) شعار دادند «توپ ما رو دزديدن / دارن باهاش پز مي دن»، اما مهم نتيجه است که حاصل شد و دست آقاي محصولي هم درد نکند که در برگزاري اين ديدار الگوي ما بود.

http://ebrahimraha.com/

جمعه

از آنجا که روز جمعه حدود دو و نیم میلیون نفر در نماز جمعه شرکت کرده بودند و این نماز جمعه در عین حال که دشمن شکن بود حاصل تحریکات دشمن نامیده می شد! و در عین حال که مشت محکم بود اما معلوم نبود به کجای چه کسی می خورد و در عین حال که نشان دهنده صلابت بود، ایجاد دلنگرانی می کرد و در عین حال که صفوف به هم پیوسته اش بیانگر اراده ملی بود اما صفوف را عده ای اغتشاشگر تشکیل داده بودند! و در عین حال که اگر هر روز دیگری بود، هفده اسکادران هوایی آن را تصویر برداری می کرد اما این بار دوربین تلوزیون، زیر بخش مسقف دانشگاه میخ شده بود ... پس نتیجه می*گیریم؛

الف: شرکت در نماز جمعه سابقا یک امر پسندیده بود!

ب: از این به بعد ورود به نماز جمعه بعد از تحقیقات محلی مجاز خواهد بود.

ج: چه کاریه این همه جمعیت، خودمون چهار نفر دور هم مراسم رو برگزار می*کنیم.

د: دم مردم گرم!


مجددا از آنجا که دیروز بلندگوهای رسمی شعار می دادند «مرگ بر انگلیس» و مردم جواب می دادند «مرگ بر روسیه»! و باز بلندگوهای رسمی شعار می دادند «مرگ بر منافق» و مردم جواب می دادند مرگ بر دیکتاتور و ... پس نتیجه میگیریم؛

الف: مردم گاهی اوقات ثقل سامعه ملیح می*گیرند.

ب: مثل آدم شعار بده!

ج: خوردی؟!

د: دال هم نداره.


ایضا از آنجا که شرکت کنندگان در نماز جمعه باتوم خوردند و گاز اشک*آور به طرفشان پرتاب شد و بازداشت شدند و ... پس نتیجه می*گیریم؛

الف: دوستان را جو گرفته پس فردا در مراسم بله برون دختر خاله*شان هم کت و شلوار می*پوشند با سپر و کلاه خود.

ب: خوششون اومده. دوست دارن، هیچ دقت کردین ؟!

ج: حالا ...

د: گفتم که حالا. عاقل باشن متوجه می شن!

http://ebrahimraha.com/PostPage.aspx?id=203

ريز مي بينيم

جمعه

ريز مي بينيم

ابراهيم رها

آگاهان معتقدند کليه کساني که به دولتً بعد از نهم ارتباطي دارند، ريز مي بينند يا بعضي اوقات اصلاً نمي بينند. يعني يکدفعه رئيس دولت سه ميليون نفر را چهار هزار نفر مي بيند يا اينکه کامران دانشجو مي گويد دانشجويان معترض دانشگاه تهران را از بيخ نديده است، آدم وقتي اين حرف ها را از وزير علوم مي شنود مي خواهد در عين حال که مي گويد؛ کامي تو ديگه چرا، بگويد؛ «کامي ما رو دزديدن / دارن باهاش پز ميدن» البته اين فقره کامران مال ما نيست. راستش اينکه تمايلي هم نداريم مال ما باشد. کمپلت مفت چنگ دولتً بعد از نهم،

اما با اين ريز ديدن ها (با ريزبيني به معني نکته سنجي تفاوت دارد. اساساً نکته سنجي در دولت مقوله بي ربطي است) مي شود حدس زد دوستان اوضاع مملکت را چطور ديده اند که سرانجام کار اين طور شده است. با هم خيلي مختصر روزشمارش را دوره مي کنيم.

- 23 خرداد؛ ده ها ميليون آدم سبز يه خرده راي دادن، سرجمع شد 13 ، 14 ميليون.

- 24 خرداد؛ دو ميليون عضو حزب اعتماد ملي به قاعده 200 هزار نفر به کروبي راي دادند.

- 25 خرداد؛ سه چهار هزار نفر اغتشاشگر نامرد راهپيمايي کردند منتها چون خيلي گشادگشاد راه مي رفتند فاصله بين ميدان امام حسين تا آزادي را کاملاً پر کرده بودند،

-30خرداد؛ يک کمي بازداشت شدند.

-اوايل تير؛ توي کهريزک يه نمه به بعضي بازداشتي ها بد گذشت.

-اواخر تير؛ تعدادي از اشخاص مثل محسن روح الاميني اندکي مرحوم شدند.

-اوايل مرداد؛ يک نفر و نصفي، يواشکي روي پشت بام شان گويا الله اکبر گفتند آن هم توي سوراخ کولر،

-اواخر مرداد؛ ميرحسين موسوي يه خرده بيانيه داد اما ما خيلي عصباني شديم.

-اوايل شهريور؛ مهدي کروبي مدعي شد دست يه نفر از بازداشت کننده ها به يکي از بازداشت شده ها اصابت کرده، اونم يواش، که مستندات کافي براش موجود نبود.

-اواخر شهريور؛ غيورمردان عزيز حمله کردند تا خاتمي را يه خرده بزنند.

-اواخر شهريور؛ يک نفر (بلکه کمتر) که برگ درخت افتاده بود روي سرش و به همين جهت سبز به نظر مي رسيد در روز قدس از در خونشون تا سوپر محله شون راه رفت.

www.ebrahimraha.com

بیخیال-این نوشته به آقای رها متعلق نیست


نامه ای برای رئیس جمهور میرحسین موسوی
سلام آقای رئیس جمهور!


«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب/که باغ ها همه بیدار و بارور گردند»

دیدی برادر؟ بچه ها کتک خوردند. بچه ها دستگیر شدند. بچه ها گلوله خوردند. بچه ها مردند. میرحسین، آقای رئیس جمهور، برادر، پس شب آفتابی کجاست؟


یادت می آید برادر، انتخابات نزدیک بود و ما سبز شده بودیم، آن روزها هنوز هر سبزی جرم نبود برادر. سبزینه جرم نبود. خیار رم نبود! و کلروفیل معنای فحش ناموسی نمی داد!


آری اینچنین بود برادر که مردم رفتند پای صندوق های رای و صندوقدار، طنزهای مرا نخوانده می خندید و ما نمی دانستیم روزی از خنده او گریمان خواهد گرفت برادر.


آری اینچنین شد برادر که رای ها را با سیستم راگیری کردان شمردند. صندوق ها را خزان زد اما ما سبز ماندیم در روزهایی که بخشنامه کردند که تره و جعفری هم باید سه رنگ برویند و نعناع و پونه هم سر از اوین درآوردند!


آری اینچنین است برادر که این روزها وقتی در خیابان راه می رویم از هر دو نفر، یکی باتوم دارد و سپر دارد و کلاه خود دارد و کسی اگر به دوستی بگوید دلت سبز، می برندش تا اعتراف کند خودش یک پا رژیم صهیونیستی است!


برادر، میرحسین، آقای رئیس جمهور! تو بیانیه دادی، خاتمی بیانیه داد، کروبی بیانیه داد، آیت الله طاهری بیانیه داد، آیت الله صانعی بیانیه داد، محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بیانیه دادند و مردم ... بیانیه هایشان را صفحه به صفحه زیر باتوم ضربه به ضربه خواندند و ... «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب»


گمان می کنم سال بعد اعلام کنند بهار سبز یک فصل سرسپرده و عامل بیگانه و جاسوس است. بیخود می کند هر درختی که بخواهد سبز شود. بعد هم زمستان را تمدید دوره می کنند! ما هم می رویم کوه و در برف سرود می خوانیم پس تو هم «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب» می دانی آقای رئیس جمهور، میرحسین، برادر! تاریخ ما می گوید ما اگر زورمان به سلطان «محمود» ها نرسد می رویم شاهنامه می نویسیم. این را از فردوسی بپرس و شاهنامه را بخوان، «بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب»

جواد جغجغه


ابراهيم رها

اساساً انسان ها بر دو دسته اند؛ يا اگر حرف و نظري دارند آن را معقول و منطقي بيان مي کنند يا جواد لاريجاني هستند. جواد اردشيرلاريجاني باز هم صحبت، جلب توجه و اظهار وجود کرده است. او اصولاً وقتي مي خواهد خيلي جدي حرف بزند حاصل صحبت هايش طنز مي شود، طوري که من با خواندن حرف هايش مي خواستم داد بزنم «طنز ما رو دزديدن/ دارن باهاش پز مي دن». اما بعد دوستان گفتند، جواد جدي حرف زده، طنز نيست، او گفته بود ميرحسين موسوي شبيه مسعود رجوي عمل مي کند. مي خواستم خدمتش بگويم اينکه شوخي بي مزه يي بود، اما به جايش مي شود حرف هاي با پايه و اساس زد و گفت چه کساني مثل چه کسان ديگري عمل مي کنند.

- صادق محصولي مثل شعبده بازها عمل مي کند،

- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.

- جواد لاريجاني مثل جغجغه عمل مي کند.

- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.

- وزارت بهداشت از اين به بعد مثل حمام که به شدت زنانه و مردانه اش جداست، عمل مي کند،

- وزارت راه و ترابري در بخش هاي هوايي و جاده يي دقيقاً مثل آمبولانس بهشت زهرا عمل مي کند.

- غلامحسين الهام مدت هاست مثل دستگاه غذاساز 11 کاره عمل مي کند،

- دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند.

- هيات ايراني در سفر اخير به امريکا مثل «اسمال در نيويورک» عمل مي کند.

- تيم اقتصادي دولت مثل زلزله، سيل و ساير بلايا عمل مي کند.

- فدراسيون فوتبال دولت مثل سوراخ فوري عمل مي کند.

- دولتً بعد از نهم، مثل ترميناتور عمل مي کند.

- محمود احمدي نژاد مثل خاطرخواه اسفنديار رحيم مشايي عمل مي کند.

- دولت در برابر نظرهاي ديگران مثل مدرسه باغچه بان عمل مي کند.

- صدا و سيما نسبت به وقايع پس از انتخابات مثل عزيزان روشن دل عمل مي کند،

- آها، يک چيز ديگر هم در آخر يادم آمد؛ دولتً بعد از نهم مثل ترميناتور عمل مي کند،
www.Ebrahimraha.com

http://www.etemaad.ir/Released/88-07-07/151.htm